کمی انصاف داشته، سنگ به پای هم نیاندازیم

((بیا تا گل برافشانیم و می در ساغر اندازیم ))

کمی انصاف داشته، سنگ به پای هم نیاندازیم

 

اگر بدعهدی ایام، کسی را از نفس انداخت

ز رسم آدمیت نیست ، که او را در چه اندازیم

 

به طوفانی فرو ریزد بنای زندگانیمان

چو کاخ زندگی برپا، به زور و زهد و زر سازیم

 

به  قارون، بلعم و فرعون، نه نامی ماند و نه کامی

بیا چون حاتم طایی به مهر بر دگر نازیم

 

حدیث مهر ما ماند، چونان افسانه در گردون

اگر چون پوریای گرد، زروی معرفت بازیم

 

چونان دوزخ شود دنیا، اگر در راه خوشبختی

به بدبختی همدیگر، به مکر و حیله پردازیم

توضیح: منظور از زهد در اینجا، زهدی بلعم باعوراست ،نه زهدی که در حقایق دین به آن توصیه شده است.

Be the first to comment

Leave a comment

Your email address will not be published.


*