نگاه مهربان، کسی به رویِ ما نمی کند

 

نگاه مهربان، کسی به رویِ ما نمی کند

سلاممان به جز طمع، کسی ادا نمی کند

 

ز جمعِ خیلِ خستگان در این سرایِ پر ز غم

به راه و رسمِ معرفت، کسی وفا نمی کند

 

شبِ سیاهِ ما دگر، دمی سحر نمی شود

سپیده دم، گذر از این، غمین سرا نمی کند

 

صدای آشنا، دگر، به گوشِ ما نمی رسد

نوای با محبتی، کسی ندا نمی کند

 

به دادِ بیکسان، کسی به جز خدا نمی رسد

و زخمشان، به جز نمک، کسی دوا نمیکند

 

نمیرسد، به جز بدی ز اهلِ زشتی و ستم

پس، آسمان نصیبشان به جز بلا نمی کند

 

نادر ملایی بیرجندی، ۹۴/۱/۱۸

Be the first to comment

Leave a comment

Your email address will not be published.


*